نزار عشقمونو بسوزونن

بسوزد بدر عشق
نميخوام بگم که قدر يه دنيا دوستت دارم...
چون دنيا يه روز تموم ميشه... 
نميخوام بگم که مثل گلی...
چون گل هم يه روز پژمرده ميشه...
نميخوام بگم که سياهی چشمات مثل شبهای پر ستاره اس...
چون شب هم بالاخره تموم ميشه...
نميخوام بگم که مثل اب پاک و زلالی...
چون اب که هميشه پاک نميمونه...
نميخوام بگم که دوستت دارم...
چون منکه اصلا دوستت ندارم...
بلکه من عاشقتم...
چقدر سخته هر لحظه با تو بودن اما از تو دور بودن...
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![ngytza[1].gif](http://www.pureupload.com/out.php/i5656_ngytza[1].gif)
![ngytza[1].gif](http://www.pureupload.com/out.php/i5656_ngytza[1].gif)
![ngytza[1].gif](http://www.pureupload.com/out.php/i5656_ngytza[1].gif)
![ngytza[1].gif](http://www.pureupload.com/out.php/i5656_ngytza[1].gif)

تو برايم گرمايي گرمتر از صداقت داری
- و تو برايم عشقي
تو گرم و زيبا و فريبنده هستي
و تو شهد ماندگاري را
- در وجودت جاودانه داري
تو غروري
- غروري خالصانه تر از تواضع

و من امروز برايت دلتنگم
و من امروز برايت مشتاقم
و تو امروز برايم آرزو هستي
- دلتنگم
دلم براي ديدنت پر مي كشد
و نگاهم فقط تو را مي جويد
من امروز:
عشق منی
من چرا دل به تو دادم که دلم میشکنی
هر چه از عشق بگویم تو همه طعنه زنی
طعنه زن باک ندارد دل غمدیده ی من
هر چی باشه من یک مردم تو هم از جنس زنی
میگی نه یالا بفرما خل وچل قحطه تو دنیا
که شدی همدم اون مردک احمق !!حسنی!!
من همش گل میگم و حرفای خوب خوب میزنم
تو شدی آینه دق میگی خیلی خفنی
خفنم باشه قبوله ...به جهنم...به درک
اما ای دختر خوشکل قبول کن که یکم بد دهنی
من چه جوری اخه باید به تو ثابت بکنم
که بابا خانم خوشکل بخدا عشق منی
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
سلام خدمت دوستان عزیز و همراهان وبلاگ دل و دشنه
در مورد شعر عشق منی
این شعر درسته از من هست ولی زبان حال من نیست
این شعر و بخاطر درخواست یکی از دوستانم نوشتم
که دچاره یک مشکل عشق و عاشقی شده
ممنونم از نظرات زیبای شما
و خدا تنها تنهايي ست که در تنهايي تنهايم نگذاشت
دوست دارم در یک شب سرد زمستانی مرگ سراغم آید ای کسانی که مسوول دفن من هستید پارچه سیاهی بر روی تابوتم بیندازید که همه بدانند زندگی من پر از سیاهی و تباهی بوده است دستهایم را از تابوت بیرون آورید که همه بدانند دست خالی از دنیا رفته ام چشمانم را باز بگذارید تا عشق من بداند که چشم انتظار از دنیا رفته ام و در آخر تکه یخی به شکل چشم در آورید و بر روی قبرم بگذارید تا با طلوع اولین اشعه خورشید به جای آن کسی که دوستش داشتم گریه کنم
|
سلام به تو به تو که تا الان هیچی ننوشتی ولی میدونم که مینویسی
و میدونم که مثل همیشه مینویسی قشنگ و حقیقی دیروز برام روز سختی بود اما خیلی خوشهالم که تونستم حرف بزنم و اونم جلوی تو اخه جلوی تو برام خیلی سخت بود که بتونم همه چی رو بگم اما وجوذت مثل همیشه برام قوت بخش بود خیلی هم زیاد وقتی میتونستم تو چشات نگاه کنم و اون همه حرف رو بگم به خودم میبالیدم بله حرف زدن پیش یه ادمی که خودش همه ی حرفه خیلی سخته اما بالاخره من موفق شدم و مطمئنم که تو هم بر این باوری که من تونستم خیلی سبک شدم بسه دیگه از ذیروز و روزای رفته خوشم نمیاد امروز هم یه روزه جدیده که شروعش با یه صبح خوب بود و حتما پایان خوبی هم خواهد داشت البته من که دوست ندارم که تموم شه خیلی وقتا ادم ها میتونن خیلی چیزا رو فراموش کنن ولی بعضی چیزا یا بعضی کسا رو هرگز منم ازین ذسته ادمام که نمیتونم خوبیتو مهربونیتو محبتتو و رفاقتتو فراموش کنم و این یعنی اینکه من نمیخوام فراموش کنم حتی اگه بقیه بخوان ادما خیلی درداشون رو تهم نمیگن ولی این دلیل بر این نیست که همدیگرو دوست نداشته باشن و یا بخوان چیزی رو از هم پنهون کنن بلکه این بر این معنیه که همدیگرو به شدت دوست دارن و نمیخوان ناراحتیه همدیگرو ببینن نمیشه اشکای یه نفر رو به اسونی دید و هیچ کاری نکرد
| ||